عشق. فراتر از عشق

( ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی ، دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی ** یا مهدی ( عج**
آبان 1386
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    
آرشیو
عاشقانه های فراتر از عشق

تعداد بازدیدکنندگان :

تعداد بازدیدکنندگان کل

آهنگ وبلاگ

حاضران در فراتر از عشق : نفر

 



لغو عضویت

Powered By Faratareshgh



جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 28 آبان ماه سال 1385
گریه مکن مسافر من

 

 گریه مکن مسافر من

 

در دهکده عشق اسیر و گرفتار شده ام ! اسیر قلبهای بی احساس شده ام

مانده ام و حسرت روزهای لبخند و شادی را می کشم !

دلم حال و هوای روزهای سبز عاشقی را کرده است

آن روزها که همدم و یاوری بود برای تن خسته من تا عبور دهد مرا از جاده های

پر فراز و نشیب زندگی که عبور از آن همانند عبور از سیاهی می باشد

و اکنون رو به سوی ساحل زندگی که موجش پرتلاطم و پر از درد است، ایستاده ام

و چشم بر آسمان بی کران دوخته ام !

حتی آسمانها هم درد مرا احساس می کنند چون ابرهایش آن زمان که نگاه مرا

می بینند و احساس مرا حس می کنند ، در آسمانها سرگردان می شوند

به این سو و آن طرف رهسپار می شوند و فریاد بادهای خشمگین

برگهای پاییزی فصل خزان دلم را از جایشان بلند می کند

و دوباره احساسم پر دردتر می شود و برای رهایی از این درد

همنفس زندگیش را صدا می زند ...

گریه مکن ای قلب سوخته ام ، ای نفس های تن سوزان من ،

اشک نریز ای چشمهای منتظرم ، گونه های همیشه خیسم پاک شو ، خیس مشو

رنگ از چهره ات دوباره پریده و همچو برگی زرد از دفتر خاطرات پاییز شده است !

درد دلت دوباره آتش به جانت زده و ذهنت را مشغول کرده !    بسته ای بار سفر را ،

گریه مکن مسافر من که کسی نیست تو را نوازش کند و گونه هایت را پاک کند

گریه مکن که در برابر این اشکها ، چشمی دیگر خیس نخواهد شد ... گریه مکن... !

 

 



   1      2      3      4    >>


   1      2      3      4    >>

متنهای عاشقانه شهرام