تعداد بازدیدکنندگان :
آهنگ وبلاگ
حاضران در فراتر از عشق :
نفر
در دهکده عشق اسیر و گرفتار شده ام ! اسیر قلبهای بی احساس شده ام مانده ام و حسرت روزهای لبخند و شادی را می کشم ! دلم حال و هوای روزهای سبز عاشقی را کرده است آن روزها که همدم و یاوری بود برای تن خسته من تا عبور دهد مرا از جاده های پر فراز و نشیب زندگی که عبور از آن همانند عبور از سیاهی می باشد و اکنون رو به سوی ساحل زندگی که موجش پرتلاطم و پر از درد است، ایستاده ام و چشم بر آسمان بی کران دوخته ام ! حتی آسمانها هم درد مرا احساس می کنند چون ابرهایش آن زمان که نگاه مرا می بینند و احساس مرا حس می کنند ، در آسمانها سرگردان می شوند به این سو و آن طرف رهسپار می شوند و فریاد بادهای خشمگین برگهای پاییزی فصل خزان دلم را از جایشان بلند می کند و دوباره احساسم پر دردتر می شود و برای رهایی از این درد همنفس زندگیش را صدا می زند ... گریه مکن ای قلب سوخته ام ، ای نفس های تن سوزان من ، اشک نریز ای چشمهای منتظرم ، گونه های همیشه خیسم پاک شو ، خیس مشو رنگ از چهره ات دوباره پریده و همچو برگی زرد از دفتر خاطرات پاییز شده است ! درد دلت دوباره آتش به جانت زده و ذهنت را مشغول کرده ! گریه مکن مسافر من که کسی نیست تو را نوازش کند و گونه هایت را پاک کند گریه مکن که در برابر این اشکها ، چشمی دیگر خیس نخواهد شد ... گریه مکن... !
آبان 1386
ش
ی
د
س
چ
پ
ج
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
آرشیو
عاشقانه های فراتر از عشق
![]()
لغو
عضویت






یکشنبه 28 آبان ماه سال 1385
گریه مکن مسافر من

گریه مکن مسافر من 

9:15 PM
| شهرام دانش
|
نظرات

![]()
دکلمه هایی با صدای شهرام
لینک دوستان
متنهای عاشقانه شهرام