تعداد بازدیدکنندگان :
آهنگ وبلاگ
حاضران در فراتر از عشق :
نفر
از میان هزاران باغ و بوستانی که بوی عطر و شادی را می دادند ، از همان باغ که عطر شادی و زندگی را می داد و انگار همان بهشت بود...! در بین انبوه گلهای شاد و رنان ، گلهایی که قد برافراشته و تازه شکوفه زده بودند آری من همان کسی بودم که تنها حق داشتم یک شاخه گل را از میان آن همه گلهای یاس و خندان بچینم و برایش هوا باشم تا بتواند نفسی راحت بکشد.. برایش خورشید باشم تا از گرمای آن بهره ببرد و شکوفا و شکوفاتر شود.. برایش همان چشمه و آب زلال باشم تا پژمرده و پر پر نشود... آری من همان گل یاس را از آن بوستان که با بهشت فاصله ای اندک داشت ، چیدم با تمام وجود و با احساسی غوغایی شاخه گل سپید را در دستان خود فشردم و در رویاهای خودم غرق شدم ... در فکر این بودم که شاید از دستی که آن را از شاخه اش جدا کرده دلگیر است ؛ شاید دلش برای خاکی که در در دل آن کاشته شده بود و مدتهای زیادی را که به حال و هوای آن عادت کرده بود تنگ است... همچنان که اشک از چشمهانم مانند باران از دل آسمان می بارید ؛ خیره به گل یاسی بودم که با لرزه در دستانم نگه داشته و برایش تنها اشک می ریختم ! برای رها شدن از دلتنگی و حرف ناگفته خود بار دیگر به همان باغ آرزوها ، باغ رویاها و همان مکانی که خانه شاخه گلی بود که در دستانم فشرده بودم ، رفتم و با تمام وجودم فریاد زدم و عهد بستم که : اولین و آخرین شاخه گل یاسی بود که از میان تمامی باغهای پر از یاس و شبنم چیدم
آبان 1386
ش
ی
د
س
چ
پ
ج
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
آرشیو
عاشقانه های فراتر از عشق
![]()
لغو
عضویت






چهارشنبه 27 دی ماه سال 1385
تنها گلی که چیدم!

تنها گلی که چیدم! ![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
10:03 PM
| شهرام دانش
|
نظرات

![]()
دکلمه هایی با صدای شهرام
لینک دوستان
متنهای عاشقانه شهرام