
به نام خالق مهدی موعود ...
و منم آن قطره بارانی که تو دریایم کرده ای ، و حالا دیگر ریزان ریزانم و زمین خشکیده
دلم را سیراب می کنم و خود را با امید داشتن به آمدن تو معنا می کنم ...
از دوریت چگونه اشک نریزم ای چشم به انتظار من ، مهدی عاشقانه های من...
بیا که سینه ام از حسرتت داغدار ، چشمهایم از انتظارت رنگ پریده
بهار زندگیم از نبودنت رفته رفته جای خود به خزانی خشک و بی عاطفه می دهد...
پس ای یادگار معبودم تو کجایی ؟
منتظرت بوده ام و خواهم بود ، اگر حتی بهارانم نابود و تباه شود ، باز عاشقانه و
بی صبرانه منتظرت خواهم ماند ای عشق ابدی ...
مهدی جان ، بیا ...


|